محمد بن حسين رازي
412
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
و ايشان را بخواند مطيع شدند . پس پنج تا از نامهاى خود بر ما نهاد خداى تعالى محمود است و من محمد ، و او اعلى است و اين على ، و او فاطر است و اين فاطمه ، و او احسان است و اين حسن ، و او محسن است و اين حسين . پس از نور ما و نور حسين نه امام بيافريد خواند ايشان را مطيع شدند بيش از آنكه آسمان بنا كرد و زمين بگسترانيد و هوا و آب و ملك و بشر آفريد و ما به علم او انوار بوديم ، تسبيح او مىكرديم و سميع و مطيع بوديم . سلمان گفت : يا رسول اللّه مادر و پدر من فداى شما [ باد ، نشانه ] چه باشد آن را كه ايشان را بشناسد و ايشان را دوست دارد [ و از ] عدوى ايشان بيزار باشد . رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم گفت از بهر خلق نزديك وفاتش : و او باب خدا است و هر كه نه بدر آيد عملش نه قبول باشد و او را در امت بازگذارد مثل عمود بعد از آنكه به قول ايشان را بيان كند ، چنان كه رسول كردى صلى اللّه عليه و آله ، و او قائم و امام و خليفه باشد بعد از من در امت . او را دشمن دارند و بر وى حسد برند و از حق خود ممنوع باشد از بهر كينهها كه در دلهاى ايشان باشد از علو مرتبت و عظم منزلت و علم و حلمش ، و وارث علم بود ، و مفسرين ، همه ازو پرسند و او از كس نپرسد ، عالم بود نه جاهل ، كريم بود نه بخيل و لئيم ، كرار نه گريزنده ، چيزى نكند كه مستوجب ملامت شود ، قبض روحش كند خداى ، شهيد و مقتول بود به شمشير ، و دفن كنند در موضع معروف به غرى « 1 » خداى تعالى عز و جل جمع كند ميان او و رسول . و قائم بعد ازو پسرش حسن و حسين سيد الشباب و زين عباد ، به زهرش بكشند و دفنش كنند به بقيع مدينه . و بعد ازو حسين امام عدل حرب به شمشير كند و مهمان را طعام دهد ، به شمشير كشته شود در كنار فرات در ايام زاكيات بنو الطامث به لاذيقيات او را بكشند ، در زمين كربلا دفنش كنند در آنجا گورش نور و ضياء و علم بود . بعد ازو پسرش سيد عابدان و سراج مؤمنان به موت خوذ بميرد ، دفنش
--> ( 1 ) در هامش نسخه آمده است : يعنى نجف اشرف